تنها بهانه ام
دخترکم من این وبلاگ را خیلی دیر برایت درست کردم ولی از این به بعد قول می دهم که تمام اتفاقات زیبای زندگیت را برایت بنویسم.
بعد از یک سال دوری از هم وقتی برای اولین بار مامانت را دیدی و بدون هیچ حرفی تو بغلم پریدی و برای اولین بار مامان صدام کردی را هیچ وقت فراموش نمی کنم.
اون روز بعد از روز تولدت بهترین روز زندگیم بود. شاید به خاطر لجبازی های من و پدرت تو از داشتن مادر در اولین سال تولدت محروم بودی و من هیچ وقت خودم و پدرت را نمی بخشم ولی بهت قول میدم تا زمانی که نفس می کشم کنارت بمونم و بهترین زندگی را برای آسایش تو فراهم کنم.
دخترکم تو بهترین هدیه آسمانی هستی و بدان که من فقط و فقط به خاطر تو زنده هستم و نفس می کشم وگرنه بدون تو هیچ دلیلی برای زندگی کردن ندارم.
دلبندم صبح ها که از خواب پا میشم با دیدن روی ماهت روز خیلی خوبی را شروع می کنم. وقتی صبح ها بیدار می شی و ازم خواهش میکنی که سر کار نرم و پیشت بمونم انگار تمام دنیا روز سرم آوار میشه که چرا نمی تونم پیشت بمونم تا تو انقدر ناراحت نشی.
عزیزم تمام این کارها را برای اینکه یک زندگی بهتر داشته باشی انجام میدم.دوست دارم و عاشقانه می پرستمت.


تنها بهانه ام
