رها نفس مامانرها نفس مامان، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

خانم گل

مامانی

بادهو هو می کند میزند در را به هم نیمه شب از خواب ناز با صدایش می پرم ناگهان در باز شد یک نفر پیشم نشست روی خواب چشم من او کشید آرام دست چشم های کوچکم بسته شد از ترس باد حس خوبی پرکشید گونه ام را بوسه داد گفت : از مادر نترس باد مهمان در است دست های کوچکت توی دست مادر است   ...
19 آذر 1392

دلم تنگه

الان 3 روز است که از خانه عمه الهامت نیامدی خانه خودمان خیلی دلم برات تنگ شده هر روز میشینیم و وبلاگت را نگاه میکنم تمام عکس هایی که برایت گذاشتم را هر روز مرور می کنم و اشک تو چشمام حلقه می زنه.دلم خیلی برات تنگ شده شاید امروز و فردا هم خانه نیای.دوستت دارم.از دوریت دارم دیوونه میشم.شیرینم ...
4 آذر 1392

رها تولد 3 سالگی

تولد 3 سالگیت را یک تولد حسابی گرفتیم . اتاقی که درست کردیم رها عاشق باب اسفنجی است من هم همه چیز را باب اسفنجی گرفتم حتی کیک . ...
3 آذر 1392

تولد 2 سالگی

تولد دو سالگیت عزیزم سه تایی رفتیم سفره خانه سنتی و آنجا باهم یک جشن کوچولو گرفتیم.خیلی خوش گذشت. آخه چرا قهر می کنی؟ با چه زبونی بگم I LOVE YOU چی می گه؟ حالا یه عکس هم با مامانی، حسودیم شد همش با بابایی عکس گرفتی یک لحظه آروم نشستی که من با کیکت یه عکس ازت بگیرم شیطونم دلبرکم امیدوارم سال های سال سالم و سلامت باشی و همیشه در زندگیت موفق دوستت دارم ...
3 آذر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به خانم گل می باشد